سفر كلوپ گردش سرا

عکس و قرار و گزارشهای کلوپ آفرود
قوانین انجمن
1. قوانین تیونینگ تاک :arrow:
2. راهنمای استفاده از فوروم :arrow:
- لطفا قبل از ایجاد تاپیک جدید از تکراری نبودن آن مطمئن شوید.
- لطفا فقط در رابطه با موضوع تاپیک، پست ارسال کنید.
ارسال پست
نمایه کاربر
مصطفي پورعباس
راننده پيست
پست: 2687
تاریخ عضویت: 04 سپتامبر 2004, 00:54
نوع خودرو: لوگان-پاترول-النترا
محل اقامت: تهران
اینستاگرام: mostafa8126

سفر كلوپ گردش سرا

پست توسط مصطفي پورعباس » 11 می 2015, 12:57

برنامه مشترك كلوپ گردش سرا و گروه بي راهه نوردان اذرخش

اين داستان: پاترول 3 سيلندر و بدون دينام


بعد از خريد پاترول دو در مشكي رنگ مدل 81 روز جمعه 19 ارديبهشت اولين برنامه سفر آفرودم رو ميخواستم برم و منم براي محكم كاري پنج شنبه ماشينو بردم تعميرگاه و براي راحت شدن از دست پلاتين و تنظيمات اون مگنت شتاب افزا خريدم.
مگنت رو نصب كردم و واير شمع و شمع ها تعويض شد و كاربراتور تنظيم شد و چرخها آچار كشي شد و خوش شانسي اي كه آوردم اين بود كه دست دوستم به والو هاي چرخ خورد و پاره شد و در نتيجه رفتم تمام والو ها رو كه پوسيده بودن رو تعويض كردم
متاسفانه بعد از اين كارا به جاي اينكه ماشين بهتر كار كنه ماشين بد تر شد شتاب بد شد موتور ميلرزيد و بد كار ميكرد و يه بار ديگه براي تنظيم رفتيم پيش مكانيك و تنظيم مجدد دلكو انجام شد يكم ماشين بهتر شد ولي بازم خيلي بد راه ميرفت. بعد رفتم سراغ مهدي برقكار ماشين تا دور موتور رو نصب كنيم و چراغام كه كم نور بود رو سيم كشيش رو درست كنه (قبلا هم كليد لادري لامپ سقف و يه سري خورده كاري ديگه رو برام انجام داده بود)بعد نصب دور موتور ماشين روشن نميشد.كلي ترسيديم كه نكنه زديم كويل رو سوزونديم ولي بعد از باز كردن در دلكو ديدم كه پيچ اتصال بدنه توسط مكانيك اصلا سفت نشده و براي همين ماشين روشن نميشد.پيچ سفت شد و دلكو يه بار ديگه تنظيم شد و رفتيم باز تو راه ماشين بي جون بود.
فكر به همه چي ميرفت شمع يا واير بد يا شتاب افزا بده يا تنظيم كاربرات بد انجام شده ولي اون وقت شب انرژي رفتن پيش تعمير كار ديگه اي نبود.
سرتونو درد نيارم فردا صبح ساغت 7 به سمت قرارم با داداشم حركت كرديم و وقتي رسيدم ماشينو خاموش كردم و وقتي برادرم اومد ديگه ماشين روشن نشد.
شتاب افزا رو باز كردم و پلاتينو بستم روشن نشد. به دوستان گفتم برن من نميام كه حميد ميگفت آدرس بده ميام سوارتون ميكنم ميبرمتون كه من آدرس ندادم تا برنامشون خراب نشه. باز شتاب افزا رو بستم و تمام سيم هاي دور موتور قطع كردم و ماشين روشن شد(هنوز نميدونم ايراد واقعا از دور موتوره يا از چه)با روحيه اي كه دوستان دادن(فرشاد، كاوه و محمد افشار عزيز) كه بيا و اگر خراب شد ما هستيم و ... من به سمت قرار كه انتهاي اتوبان بابايي بود حركت كردم و به دوستان ملحق شدم
و همچنان موتور خيلي بد كار ميكرد.
بعد عوارضي به دو دسته تقسيم شديم كساني كه بايد بنزين ميزدن و كساني كه بنزين داشتن. منو يه جيپ گرند چروكي 8 سيلندر و يه پاجيرو به سمت پمپ بنزين و بقيه دوستان به سمت سوپر ماركتي توي جاده حركت كردن.ما هم بعد از بنزين زدن به سمت سوپر رفتيم و يه سري خريد انجام داديم و به سمت دماوند حركت كرديم توي دماوند ديدم اي بابا ولتاژ افت كرده و روي 12 هست و بالا نمياد. خوب به سلامتي دينامم هم سوخت. باز مي خواستم بر گردم كه با روحيه دادن بچه ها با همون وضع به مسير ادامه داديم
با 15 ماشين از دماوند به سمت درياچه تار حركت كرديم.

تصویر

يه جا ماشين‌ها ايستادن و لوك‌ها رو درگير كردن و در همون ابتدا متوجه شدم كه ماشين ضعيفه و توي سر بالايي كم مياره و به سختي با دنده يك راه ميافته براي همين دنده رو توي وضعيت 4 سنگين قرار دادم در حالي كه بيشتر افراد از 4 سبك استفاده ميكردن.
تصویر

مسير خيلي زيبا بود و دره هاي عميق كوه هاي سر به فلك كشيده و درخت هاي تكو توك و كوه هاي سبز شده مسيرو خيلي قشنگ كرده بود و هر چي بالا تر ميرفتيم برف هاي باقي مونده در دره ها منظره رو زيباتر مي‌كرد.
تصویر
هر چي به درياچه نزديك تر ميشديم مسير سخت تر مي‌شد و عرض جاده كمتر و جاده سنگ لاخي تر. دره هاي عميق هم اين تمايل رو ايجاد ميكرد كه از لبه جاده فاصله بگيريم. ولي مشكل وقتي بود كه يه ماشين از جهت مخالف مي امد و مجبور بوديم يا بريم لبه پرتگاه يا بريم روي كوه تا از بقل هم رد بشيم. كلا اينجا يكم صبر خيلي كمك ميكرد و من به شخصه تو راه برگشت كه جلو بودم وقني ماشيني رو جلو ميديدم هر جا مسير پهن تر بود براي چند ثانيه توقف ميكردم تا بيان رد بشن بعد ما عبور كنيم ولي خوب بعضي جاها واقعا راه نميداد و مجبور بوديم به سختي از كنار هم عبور كنيم
تصویر

از يك رودخونه كم عرض و تقريبا كم عمق عبور كرديم(عمق آب تا كف ماشين) و از يكي دو مسير كه برف گرفته بود تمام بچه ها با موفقيت عبور كردن. توي مسير بعضي دوستان تصميم ميگرفتن يكم ميانبر بزنن و شيب هاي سنگيني رو زدن كه من (به خاطر ماشين مريض) و بعضي دوستان ديگه ترجيح ميداديم مسير طولاني تر رو بريم و شيب هاي سنگين رو بالا نريم. هر چي ميرفتيم به درياچه نميرسيديم واقعا من فكر نميكردم انقدر مسير طولاني باشه و استرس ماشين خرابم رو هم داشتم. ولي از ليدر خبر ميرسيد كه راه زيادي نمونده و به آخرين چلنج براي رسيدن به درياچه تار رسيديم كه متاسفانه هيچ فيلمو عكسي ازش ندارم
يه شيب با زاويه 45 درجه و به ارتفاع 2 متر كه بالاي اون يه گودي و يا برآمدگي ديگه بود من كه اين صحنه رو ديدم گرخيدم ولي وقتي 2-3 تا ماشين با موفقيت رفتن منم با دنده يك سنگين با ماشين مريض و بي جونم ردش كردم ولي 4 سرنشين ماشين حسابي به سقف و در و ديوار ماشين خورديم.(توي برگشت همين مسير هم سر اگزوز كه 1 سانت از سپر فقاصله داشت به سپر چسبيد :chol:
و از اينجا ديگه درياچه پيدا بود و مسيرم تموم ميشد و از زمين هاي ناهموار به سمت درياچه رفتيم و چند تا عكس گرفتيم. هوا فوق العاده سرد بود
تصویر

تصميم گرفته شد بيشتر به درياچه نزديك بشيم. بايد يه دره پر برفو كه گلو برف با هم قاطي شده بودن رو رد ميكرديم اف جي كروزر با موفقيت عبور كرد فكر ميكنم يكي دو تا پاترولم رد شدن ولي پاترول فرشاد كه پاترول مجهزي هم بود انتهاي مسير گير كرد(عبور ماشين هاي قبلي از روي گل ها باعث گود شدن جاي چرخا شده بود و كف ماشين به زمين چسبيد) و بقيه دوستانم تصميم گرفتن كه تپه رو بالا برن و بالاي تپه كه برف نبود از دره عبور كنن وقتي رسيديم پايين تپه عمليات نجات توسط يه پاترول 2 درب انجام شد و ماشين فرشاد از گل با كمك اون پاترول و وينچ خود ماشين فرشاد نجات داده شد.
دوباره بعد از گرفتن عكس با بالاي تپه رفتيم تا مستقر بشيم ولي سرماي هوا و باد شديد گروه رو تسليم خودش كرد و تصميم بر اين شد كه مسير رو برگرديم و نزديك رودخونه مستقر بشيم بالاخره يه جاي خوب نزديك رودخونه پيدا كرديم كه با شيب مناسبي ميتونستيم پايين بريم و همه ماشينا از اون شيب پايين اومدن به جز يكي از ماشينا كه تصميم گرفت يه چلنج بيشتر رو تجربه كنه و از يه شيب خيلي تند پايين بياد كه اين كارم با موفقيت انجام داد.
بالاخره تمام 15 ماشين تقريبا بدون مشكل مستقر شديم و زير انداز ها پهن شد و چادر ها برافراشته شد و بساط منقل ها و ذغال ها و كباب ها پهن شد
تصویر
تصویر
تصویر
ما 4 تا ماشين كلوپ گردش سرا(فرشاد حميد مهران و من و البته بعدشم محمد افشار كه توي هر دو گروه هست براي ناهار بمون ملحق شدن) كنار هم جامونو پهن كرديم و يه منقل رديف كرديم و جوجه كباب رو اماده كرديم عملا بيشترمردا پاي منقل سير شديم.
تصویر
با اين وجود براي لو نرفتن سر سفره هم حاضر شديم ولي انقدر غذا زياد بود كه بخشي از غذا اضافه موند(منم كه استرس ماشينم رو داشتم در حد و اندازه هاي خودم ظاهر نشدم و كم خوردم)
بعد از ناهار و چاي بعد از ناهار چندين مسابقه طناب كشي برگزار شد كه لحظات شادي رو براي همه به ارمغان اورد يه سري هم يه كوه نوردي كوتاه رفتن كه منم به خاطر آب نشدن چربي هايي كه كلي براشون زحمت كشيدم ترجيح دادم جايي نرم.
بعد از طناب كشي تويوتا اف جي و جيپ گرند چروكي از جمع خدا حافظي كردن كه برن و ما هم داشتيم آماده رفتن ميشديم كه متوجه شديم يكي از پاترولا روشن نميشه.ظاهرا اين پاترول هفته قبل تا كمر تو آب رفته و باكش پر خاكو آب شده و الان بنزين به كاربرات نمي‌رسيد. جيپ گرند چروكي كه رفته بود براي كمك برگشت و با كمك مهدي(راننده جيپ) و راننده خود پاترول فيلتر كاربرات باز شد و تميز شد و فرشاد هم كه ماشينش هميشه مجهزه يه فيلتر بنزين نو داشت كه دادن و فيلتر بنزين هم تعويض شد
و خدا رو شكر ماشين روشن شد و ما هم گروه رو ترك كرديم و 4 ماشينه به سمت دماوند حركت كرديم و توي راه فقط براي صرف هندوانه توقف كرديم و در نهايت به دماوند رسيديم و لوك ها ازاد شد و دنده ها به 2 سبك برگشت داده شد كه اينجا بود مهران يكي از بچه هاي گروهمون گفت مصطفي فكر كنم ماشين 3 كار ميكنه البته منم همين حدس رو ميزدم ولي مشكل اينجا بود ماشين بعضي وقتا براي 1-2 ثانيه قوي ميشد دوباره ضعيف ميشد براي همين شكم به مگنت و يا كاربرات بيشتر بود. بالاخره به هر زوري بود ماشينو تا خونه رسوندم و گفتم بزار وايرا رو از رو دلكو باز كنم يكي يكي ببينم چي ميشه اول از سيلندر 3 شروع كردم كه به سفت بودن شمعش شك داشتم ماشين به پت پت افتاد.سيلندر 4 باز همين جور شد.
سيلندر يكو باز كردم ديدم هيچ اتفاقي نيافتاد و ماشين همون جوره داخل وايرو نگاه كردم ديدم كه قسمت فلزي واير رفته عقب و اصلا با سر دلكو تماس نداره(گاهي تو دست انداز ها وصل ميشد كه ماشين براي چنر ثانيه قوي ميشده)
بعد از درست كردن واير صداي موتور عوض شد لرزش از بين رفت و شتاب ماشين عالي شد و خيلي بهتر از روز قبل (قبل از تعويض شمع واير و پلاتين) و اينجا بود كه فهميدم پاترول چقدر مرده كه با 3 سيلندر و دينام سوخته اون مسيرو رفتو برگشت. دينام هم روز بعد سفر باز شد و تعمير شد(يكي از سيم ها قطع شده بود كه لحيم و چسب اهن بش زده شد (50 تومن))
نميدونم چرا اين همه بلا تو اولين سفر آفرود برام پيش اومد ولي اين بم ثابت شد كه پاترول خيلي ماشين مرديه و به اين راحتي جايي نميمونه. اميدوارم سفر بعدي با ماشين سر حال تجربه بهتري داشته باشم و لااقل بتونم چند تا شيب خوب بزنم.
نتيجه گيري اين بحث اينه كه هيچ وقت روز قبل از سفر ماشينو براي كارهاي موتوري دست مكانيك نديد چون ممكنه حسابي خراب كاري كنه. كه اينجا مكانيك من 2 تا سوتي داد يكي اينكه پيچ اتصال بدنه دلكو رو نبسته بود يكي اينكه نفهميده كه ماشين داره 3 كار ميكنه
مورد دوم هم اينه كه فن ماشينتون رو برقي نكنيد چون اگر فنم برقي بود ماشين بدون دينام 20 كيلومترم نميتونست بره. اين فن كلاچ دار با تمام ايراداتش براي افرود واقعا مناسبه



عكسهاي بيشتر در راه است.
formula 1 is religion & schumi is god

!.....THE RACE IS NOT OVER B'COZ I HAVE NOT WON YET
نمایه کاربر
amin115
دنده 1
پست: 1426
تاریخ عضویت: 13 مارس 2012, 22:56

Re: سفر كلوپ گردش سرا

پست توسط amin115 » 11 می 2015, 19:41

ای بابا آب دریاچه چرا اینقد کم شده :(

آقا مصطفی لذت آفرود به خراب شدن ماشیناس :-( خودش کلی خاطره سازه :x

اتفاقا منم یه اوایل که ماشینو خریده بودم توی یکی از سفرا اونم یه ماشین موتور 3 کار میکرد (ولی مسئله خیلی بد تراز وایر بود) که مجبور شدیم شیب هارو با کمک سنگین و 1 رد کنیم (مسیر هم پر شیب)

راستی عکس گل پسرتون رو هم بذارین
آتش به جان جنگلهای ایلام افتاد/ قامت خشک بلوطستان سوخت
viewtopic.php?f=102&t=100619
نمایه کاربر
ehsan_balvardi
دنده 1
پست: 1918
تاریخ عضویت: 03 آگوست 2014, 21:22
نوع خودرو: MB.G class lover
محل اقامت: SIRJAN

Re: سفر كلوپ گردش سرا

پست توسط ehsan_balvardi » 21 می 2015, 14:05

چقدر داستان این پاترول جالب بود
nima56
سرعت : 50 كيلومتر در ساعت
پست: 841
تاریخ عضویت: 26 دسامبر 2014, 23:01
نوع خودرو: پارس

Re: سفر كلوپ گردش سرا

پست توسط nima56 » 22 می 2015, 14:16

ehsan 1045 نوشته شده:چقدر داستان این پاترول جالب بود
عجب پاترولی بود
36061
پست: 2
تاریخ عضویت: 07 سپتامبر 2009, 13:35
نوع خودرو: bmv

Re: سفر كلوپ گردش سرا

پست توسط 36061 » 25 ژوئن 2016, 14:58

سلام و عرض ارادت
ایا در گروه می توانیم با خانواده حضور داشته باشیم؟
ارسال پست

بازگشت به “گالری - گزارش و قرار ملاقاتهای خاص کلوپ آفرود”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 1 مهمان