خاطرات خودتون از ماشین آمریکایی

تصویر
مباحث مربوط به شرکتهای خودروسازی آمریکائی

مدیران انجمن: علي هافكلاچ, آرمين

قوانین انجمن
1. قوانین تیونینگ تاک :arrow:
2. راهنمای استفاده از فوروم :arrow:
- لطفا پیش از ایجاد تاپیک جدید، به وسیله ی گزینه جستجو، از تکراری نبودن آن مطمئن شوید.
- لطفا فقط در رابطه با موضوع تاپیک، پست ارسال کنید.
ارسال پست
نمایه کاربر
JAVAD MUSCLE
پست: 1
تاریخ عضویت: 10 ژولای 2015, 17:16
نوع خودرو: ...
محل اقامت: شهرکرد(دهکرد خودمون)
Has thanked: 0
Been thanked: 0
تماس:

Re: خاطرات خودتون از ماشین آمریکایی

پست توسط JAVAD MUSCLE » 01 آگوست 2015, 12:54

سلام. یه روز با خانواده داشتیم از شهر میزدیم بیرون.آخرای شهر بودیم و اونجایی که داشتیم ازش رد می شدیم محله ی

تعمیر کارا و باتری سازا و اینا بود . وقتی داشتیم می رفتیم یه صدای عجیب و گوش نوازی اومد ! :shock: :shock: یهو همه که تو ماشین

بودیم برگشتیم و دیدیم یه کامارو قهوه ای مدل 75 کاپوتو زده بالا. همه محو صدا بودن. صداش به قدری برام جذاب بود که تا

دو روز هیجان داشتم . تا اون روزم صدای ماشین آمریکایی رو از نزدیک نشنیده بودم
JUST AMERICAN CARS
muller
شروع حركت
پست: 15
تاریخ عضویت: 14 مارس 2013, 23:38
نوع خودرو: chevrolet nova c6
محل اقامت: تهران
Has thanked: 0
Been thanked: 0

Re: خاطرات خودتون از ماشین آمریکایی

پست توسط muller » 21 آگوست 2015, 13:39

ميخوام از خريدن نوا براتون بگم
يروز به شوهر خالم كه تو كار خريدو فروش ماشين بود زنگ زدم گفتم ي 405 ميخام و گفت برات جور ميكنم .
ي چندروز بعد بهم زنگ زد گفت ماشين امريكاي دوست داري ؟منو ميگي !!! اصن چي هست ؟(منظورم سررشته اي ازشون نداشتم)
گفت تو مرزدارانه تو پاركينگه با طرف هماهنگ كرد كه برم اونجا و. اقا رفتم خونه طرف ديدم ي شورلت نوا كه از بس مونده بود ي متر خاك روش نشسته بود بعدش توش گربه لونه كرده بود اقا منو ميگي دلمو زد "بهش گفتم چنوقته خابه حدس بزنيد؟





10سال
گفتم چند گفت دوتومن گفتم نه يكو نيم ميدي ببرم نميدي خدافظ بعداز يخورده كشمكش راضي شد
گفتم روشن ميشه گفت شايد كاپوتوزديم بالا يا ابولفضل يتون خاك روموتور بود باطري كپك زده بود اصن ي وضعي
بود باطري ماشين دادشمو برداشتيم گذاشتيم روش ي بيست ليتر بنزين هم ريختيم توش سه تا استارزد روشن نشد
گفت طول ميكشه بنزين از باك برسه به كاربرات "ي چندتا قاشق بنزين ريخت تو كاربرات بعد استارت زد "باورتون نميشه
ماشين روشن شد ي دودي از ماشين بيرون اود كه بيا ببين !!!!من كه شاخ درو وردم اصن خشكم زده بود
تو قول نامه زده بوديم اگه ماشين ايراد داشت تا 24 ساعت ميتونم برگردونم "اقا ماهم برديم تميرگاه اقاهه گفت اينو ازكجا پيدا كردي !!!!! (گفتم از ي پاركينگ )
گفتم ببين ايرادي نداره ؟ ي نگاه كردو ي دوري زد گفت نه بعدش ازم پرسيد چند سال خاب بوده گفتم 10 سال بعدش با تعجب بهم گفت اگه بغيير از ماشين امريكايي ماشين ديگه اي بود موتور ش بايد ميومد پايين چون گير پاج ميكرد "(منخودم خيلي تعجب كرده بودم) :shock:
اقا ماشينو بل اخره خريدم يادم رفت ازون موقع حركت كردن تو پاركينگ به سمت خونمون "داشم كه از من وارد تر بود نشست تو ماشين انداختيم تو شيخ فضل الله نوري داداشم گفت اي خداي من ترموزاشو نيگاه واقعا كف كرده بود بعدش انداختيم تو همت با اون لاستيگ هاي كم بادش چنان سرعتي اومديم كه من ميگفتم يواش تورو خدا دادشم ميگفت عجب ماشيني به به چه سرعتي ميره
اينم از من با نوا سي شش
masood485
سرعت : 22 كيلومتر در ساعت
پست: 220
تاریخ عضویت: 03 می 2015, 19:48
نوع خودرو: فعلا هیچی!
محل اقامت: تهران
Has thanked: 0
Been thanked: 2 times

Re: خاطرات خودتون از ماشین آمریکایی

پست توسط masood485 » 05 سپتامبر 2015, 23:32

ehsan 1045 نوشته شده:
mehdicamaro نوشته شده:دوستان سلام
اگه قرار به خاطره گفتن باشه من باید اینجا کتاب بنویسم
سال 87 بود که داشتم با کامی از رشت بر می گشتم تهران نرسیده به کرج شب بود یهو همه ماشینا رفتن رو ترمز ما هم که خسته و خراب داشتیم بر می گشتیم یه لحظه من پشت فرمون دیر لود کردم رفیقم کنارم داشت چرت می زد دید که من دیر ترمز زدم از چرت پرید یهو گفت چیکار داری میکنییییی من جفت پا رو ترمز باورتون نمیشه یه سانت دیگه به ماشین جلویی مونده بود ماشین جمع شد به ثانیه نکشید که اومدم دوباره حرکت کنم یه چیزی از پشت ماشین گفت گرپسسسس ما با کله رفتیم تو شیشه !
پیاده شدیم گفتم ماشین تا ته صندوق جمع شد دیدیم یه 405 بنده خدا از قزوین داشت میومد از پشت زده به ما ماشین تا موتور جمع شده رادیات سوراخ شده جلوپنجره و چراغا و کاپوت و ... همه فاتحه حالا ما نگاه میکردیم کامی اصلا انگار پشه بهش زده حتی لاستیک رو سپرش هم پاره نشده بود که ما یه جوری به این طرف گیر بدیم که چرا زدی به ما!
جالب بود پدر طرف همراهش بود مسن بود پیاده شده بود با لحجه غلیظ به من می گفت : این چه وضعه رانندگیه این چه ماشینه ماشین ما داغون شد من مونده بودم بخندم گریه کنم دیدم ماشین چیزیش نیست حالا ما پیش دستی کرده بودیم به راننده 405 می گفتیم داداش ماشینت و خاموش کن رادیاتت سوراخ شده جوش نیاری میخوای هولش بدیم کنار اتوبان ... اصلا یه وضعی بود

اره چند مدت پیش یه همچین صحنه ای دیدم

قدیم یه کلیپ از از تصادف کادیلاک سویل با یه پژو اگه اشتباه نکنم رو کسی داره؟

هنوز متهیرم که چطور شیشه چراغشم ترک نداشت
اینم به عشق همه آمریکایی سوارا و آمریکایی دوستا از آرشیوم کشیدم بیرون
به سقف پژو 405 خیلیییییی دقت کنین :hah:
فقط اینکه ببخشید کلیپ قدیمی و کیفیت در حد دوربین VGA یا نهایاتا 1.3 مگاپیکسل ....... یادش بخیر :(

http://uploadbaz.com/ku91buct4bjw
نمایه کاربر
Salar.mh
سرعت : 22 كيلومتر در ساعت
پست: 203
تاریخ عضویت: 25 ژولای 2010, 12:18
نوع خودرو: مشخص نشده!
محل اقامت: زیر سایه امام هشتم علیه السلام
Has thanked: 0
Been thanked: 0

Re: خاطرات خودتون از ماشین آمریکایی

پست توسط Salar.mh » 16 سپتامبر 2015, 17:49

44 صفحه رو خوندم و لذت بردم .
روح دوست عزیزمون که این تاپیک رو باز کرده شاد . از پستاش معلومه که پسر آروم
و نازنینی بوده برای شادی روحش فاتحه بخونیم .
5 - 5/5 سنم بود که پدرم یک جیپ گلدن ایگل صفر خرید روی کاپوتش یه عقاب با بالای باز بود که تمام کاپوت رو گرفته بود . یادش بخیر من و داداش کوچکترم روی
صندلی عقبش نمی نشستیم و جامون روی تاقچه های داخل اطاق (برآمدگی گلگیرها) بود و با دست لوله های قطور آهن کشی داخل اطاق رو میگرفتیم خیلی جلب توجه میکرد با اون رینگهای طلایی و لاستیکهای پهنش یادمه مثل ماشینمون خیلی کم بود ( پدر از مشهد خریده بود و مدت کمی بعد از خرید تهران ساکن شدیم)
یه چیز جالبش بوی خاص بنزینی بود که (نمی دونم به چه علت) از ماشین گاهی اوقات به مشام میرسید و بعدها که 14 -15 سالم شده بود توی یک آمریکایی دیگه همون بو رو متوجه شدم و خاطرش زنده شد . یه بار توی بهار توی یک جاده روستایی داخل یک رودخونه گیر کردیم و توی نیم ساعت بعلت بارش بارون شدید
سطح آب به لبه بالایی شیشه سمت سرنشین رسیده بود ( ماشین عمود به رودخونه و جهت آب به سمت درب سرنشین بود) و من که قبل از این حالت پدرم توی خشکی برده بودم حسابی میترسیدم که ماشین رو آب ببره تا اینکه سرعت آب کمتر شد و با یک تراکتور ماشین رو بکسل کردن و بیرون کشیدن . عمر ماشین
هم کوتاه بود و کمی بعد پدر ماشین رو به یکی از دوستاش امانت داده بود و ماشین دوستش که بی ام و 320 بود دست ما بود . دوستش توی مسافرت از یه پل به پایین پرت شده بود و ماشین کامل از بین رفته بود و پدر هم توی جاده مشهد به تهران با 320 چپ کرد و به رحمت خدا رفت اون موقع بنده تازه اول دبستان رفته بودم . روحش شاد همیشه خیلی سریع رانندگی می کرد و توی همین سفر زمانی که از تهران به سمت مشهد میرفت وقتی به مشهد رسیده بود به منزل زنگ زد که بگه رسیده مادر فکر کرده بود از شمال زنگ زده . به خاطر عزیزانتون بیشتر احتیاط کنید و انشا الله همیشه سلامت باشید . :hb:
شناسه کاربری پیشین: salar_if
ارسال پست

بازگشت به “كلوپ خودروهاي آمريكائی”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 1 مهمان